ابراهيم عاملي ( موثق )
155
تفسير عاملي ( فارسي )
خواب و زمين گود و پست . غواش - جمع غاشى و غاشيه ، هر ساتر و پوشاندنى كه چيزيرا بپوشاند و پرده ى دل ، بلا و ناگوارى ، قيامت ، خدمتگذار و دوست شخص . غلّ - با كسر و صداى زير غين كينه ، خيانه ، تيرگى دل ، ترشروئى . اعراف - ديوار ميان بهشت و دوزخ ، يك جور درخت خرما را اعراف ميگويند ، اول باد و ابر و قسمتهاى مرتفع آن دو ، و هم قسمتهاى بالاى پرده و زمين ريگستان ، سيمى - علامت و نشانه هيئه و وضع ظاهرى هر چيز . تلقاء با كسر و صداى زير تاء ديدار ، جاى ملاقات . ترجمه : 39 و البتّه آن كسان كه نشانه هاى ما دروغ شمردند و از پذيرش آن سرباز زدند درهاى آسمان براىشان باز نمىشود [ و رحمت خداوندى براى شان فرود نمىآيد . ] و هرگز ببهشت درون نمىشوند مگر كه شتر ز سوراخ سوزن درون شود كه ما ببدكاران چنين سزا دهيم ، 40 كه براىشان ز دوزخ جايگاه خواب به زير است و روى پوشى به بالا 41 و آن كسان كه به حق گرويدند و كارهاى شايسته كردند با اينكه ما بكس بيش از توان او كار نفرمائيم چنين كسان در بهشت بجاودان باشند . [ چنان كه ] 42 در دل آنان كينه و بدخواهى نگذاريم ز بهشتان - شان رودها روان بود [ كه آرزوى بهتر از آن نباشد ] و گويند ستايش براى خدا كه ما را بچنين سودى رهبرى كرد و اگر رهبرى او نبود ما راه خود نيافته بوديم چه فرستادگان پروردگار ما درستى و استوارى بياوردند [ و ما را به خوبى رهبرى كردند ] و ايشان را آوازى رسد كه اين است آن بهشتى كه در برابر آنچه مىكرديد بمرده ريك بشما دادند ، 43 و بهشتيان دوزخيان را آواز كنند : ما آنچه نويد پروردگار ما بود بدرستى دريافتيم آيا شما هم آنچه پروردگارتان گفته بود استوار ديديد ؟ گويند : بلى . پس از آن ميان ، بانگى برآيد كه نفرين خداى بر ستمكاران كه 44 جلو راه خدا مىگيرند و خواهند كه آن را كج نمايند . و آنها هستند كه رستاخيز باور ندارند . 45 ميان آن دو [ گروه بهشتى و دوزخى ] پرده اى است [ و ميان بندى ] و بر آن مردانى هستند كه همه را ز چهره شان مىشناسند و بهشتيان را آواز دهند كه تندرستى و آسودگى بر شما باد [ كه چه خوش روزگارى داريد ] ولى آنها خود